دلم میخواد شاد باشم... مثل گذشته ها ... مثل موقعی که هنوز نمیشناختمش...
اما نمیشه وقتی که میدونم ناراحته... میبینم که داره زجر میکشه اما هیچ کاری نیست که براش انجام بدم... نمیدونم چکار میخوام بکنم... چکار باید بکنم...
به خودم قول دادم که فراموشش کنم... اما نمیتووووووووووونم...
دیشب بالاخره گریه کردم...
چقدر خوبه که روی یه بالش خیس بخوابی و خوابشو ببینی...
:: بازدید از این مطلب : 649
|
امتیاز مطلب : 113
|
تعداد امتیازدهندگان : 28
|
مجموع امتیاز : 28